شناسایی ریسک

هدف از شناسایی ریسک، مشخص کردن و ثبت جزییات مربوط به بیشترین اتفاقات نامشخص، پیش از رخداد آنهاست. اینکار باعث می شود تا بتوان فضای مدیریتی لازم برای برخورد با ریسک ها را پیش از وقوع احتمالی آنها ایجاد کرد. البته باید پذیرفت که هیچگاه امکان شناسایی تمامی ریسک هایی که ممکن است پروژه با آن مواجه شود، وجود ندارد. دلایلی زیادی برای عدم شناسایی ریسک ها وجود دارد، از جمله اینکه ممکن است برخی از این ریسک ها بعلت نداشتن دانش کافی، بصورت ذاتی غیرقابل شناسایی باشند. همچنین برخی از ریسک ها، ریسک های در حال پیدایش هستند که در نتیجه اقداماتی که در آینده قرار است اتفاق بیافتند ظاهر می شوند ولی از آنجایی که هنوز آینده فرا نرسیده، بنابراین ممکن است این ریسکها پنهان باشند. برخی از ریسک ها، ریسک های آینده هستند، در واقع اتفاقاتی غیرقطعی هستند که هنوز اتفاق نیافتاده اند و به همین دلیل نمی توان آن را به درستی پیش بینی کرد. برخی از ریسک ها ناشی از تصمیم ها یا انتخاب های افراد ذی نفع نامرئی هستند. این افراد شامل آن دسته از افراد یا گروه هایی هستند که امکان متاثر ساختن پروژه را داشته، ولی از دید افرادی که سعی بر شناسایی ریسک ها دارند غیرقابل تشخیص هستند. همچنین برخی از ریسک ها هستند که از دید افرادی که در جستجوی ریسک ها هستند، بصورت همیشه پنهان هستند. بعنوان مثال افراد قدرت درک شناسایی ریسک های ناشی از گرایش ها و الگوهای روانی یا احساسی خود را ندارند. در اصل این ریسک ها برای آنها غیرقابل شناسایی هستند.

این واقعیت که برخی از ریسک ها را نمی توان با توجه به دورنمای فعلی پروژه شناسایی کرد، باعث شده است که عملیات شناسایی ریسک در فواصل زمانی منظم در پروژه تکرار شود. تا بدین طریق ریسک هایی که تا پیش از این پنهان بوده و قابل شناسایی نبودند ولی اکنون قابل شناسایی هستند، مشخص شوند. علاوه بر آن محدودیت های شناسایی ریسک ها را که ناشی از محدودیت نگرش این فرد است، می توان با درگیر کردن گروه گسترده ای از افراد ذی نفع در مرحله شناسایی ریسک از بین برد.

چالش اصلی افرادی که به دنبال شناسایی ریسک ها هستند، این است که مطمئن شوند در مرحله شناسایی ریسک، واقعا ریسک ها را شناسایی می کنند. اگرچه به نظر می رسد این موضوع بدیهی باشد، ولی در مرحله شناسایی ریسک، ممکن است مواردی شناسایی می شوند که واقعا ریسک نیستند. متداولترین اشتباه در شناسایی ریسک، ناتوانی در تمایز بین منشاء ریسک، ریسک واقعی و تاثیر ریسک است. برای منشاء ریسک می توان از نیاز به انجام یک پروژه در یک کشور در حال توسعه، ضرورت بکارگیری از یک تکنولوژی جدید امتحان نشده و نبود پرسنل ماهر نام برد. برای ریسک واقعی می توان از احتمال اینکه نرخ سود و یا نرخ تبدیل ارز دچار نوسان شود و یا انتظار کارفرما به درستی درک نشود، یاد کرد. برای تاثیر ریسک هم می توان از فراتر رفتن از بودجه تصویب شده و یا شکست در دستیابی به عملکرد توافق شده در قرارداد اشاره کرد.

تفکیک منشاء ریسک و تاثیر آن نقش بسزایی در فرآیند شناسایی ریسک دارد. دلایل بروز ریسک از مشخصه های قطعی پروژه است و به همین دلیل، دارای عدم قطعیت نیستند. هرگاه آنها را به اشتباه ریسک بنامیم، مرحله ارزیابی ریسک دچار اشکال می شود زیرا که دلایل بروز ریسک می توانند بطور صددرصد به وقوع بپیوندند در حالیکه ریسک ها نمی توانند دارای احتمال 100درصد باشند. از طرفی دیگر اگر تاثیرات ریسک را بعنوان ریسک درنظر بگیریم، باعث اشکال در توجه به ریسک های واقعی می شوند. تاثیرها اتفاقاتی هستند که تا زمانی که ریسک ها رخ ندهند، اتفاق رخ نخواهد داد. بنابراین از آنجایی که این تاثیرها هنوز وجود ندارند، نمی توانند در فرآیند مدیریت ریسک، مدیریت شوند.

در خاتمه لازم به ذکر است که در مرحله شناسایی ریسک ها، برای آنکه بتوانید آنها را بصورت روشن از دلایل ریسک ها و تاثیرات آنها تفکیک کنید، باید بتوانید از رویکردی استفاده کنید که این موارد را از هم تفکیک کنند.